حرف های تکان دهنده مدیرعامل نساجی در طرفداری: گند زده‌اند به فوتبال، همه‌اش شرط بندی و دلالی!


گفتگو با ایزد سیف الله پور، مدیرعامل باشگاه نساجی به بخش دوم و پایانی خود رسیده است. این بخش از گفتگو با صحبت درباره مشکلات بخش خصوصی آغاز شد و به ورود شهره موسوی و فریدون قربانیان در فوتبال ختم شد. همچنین در این صحبت ها دوشیدن مالی برخی خانواده ها در فوتبال پایه توسط دلالان و کاسبان مطرح شد. توصیه می کنیم حتما این صحبت های مهم را بشنوید. 

اما در بخش بعدی ایزد سیف الله پور در مورد شایعه ای عجیب که درخصوص اتفاقات رختکن نساجی به راه افتاد، روشنگری کرد. او با احترام از ساکت الهامی صحبت کرد و دلیل قطع همکاری را بی احترامی به هیات رییسه به خاطر یک سوتفاهم عنوان کرد. ایزد سیف الله پور گفت سوتفاهم ساکت الهامی بعدا برطرف شد و او متوجه شد که باشگاه در اتفاقات بازی با آلومینیوم از او حمایت کرده است.

بخش جنجالی این گفتگو صحبت های پایانی ایزد سیف الله پور بود. مدیرعامل نساجی از پدیده عجیب حضور ایجنت ها و دلال ها برای هوایی کردن بازیکنان گفت. سیف الله پور می گوید برخی به شکلی عجیب قیمت بازیکنان را افزایش می دهند و این افزایش بی حساب و کتاب به زودی فوتبال ایران را منفجر می کند. ایزد سیف الله پور از شرط بندی، دلالی و فساد در فوتبال پایه گفت. همچنین به آسیب های بالا رفتن قیمت ها اشاره کرد. او معتقد است که این افزایش بی رویه قیمت ها هم مربی، هم مدیرعامل، هم داور و هم خبرنگار را به فساد می کشاند. مدیرعامل نساجی مثالش را هم زد و گفت وقتی مربی با دو میلیارد قرارداد پشت خودروی 7 میلیاردی می نشیند مشخص است که با بازیکن ساخت و پاخت کرده است.

در پایان سیف الله پور از وضعیت بد تیم ملی گفت و این شرایط را برای تیم ملی زشت دانست.

توصیه می کنیم این گفتگو را حتما ببینید و بخوانید:

شما قبل از حضور در نساجی، سابقه همکاری با بادران و شیرین فراز کرمانشاه را داشتید. این باشگاه ها بخش خصوصی بودند. با این تجربه مهم ترین مشکل بخش خصوصی را چه می بینید؟

سوال بسیار خوبی را پرسیدید. من می خواهم به شکلی دیگر پاسخ شما را بدهم. می خواهم بگویم برادران شفیع زاده در استقلال اهواز کجا هستند؟ هدایتی با استیل آذین کجا رفت؟ سیاه جامگان، خونه به خونه، بادران، شیرین فراز، راه آهن کجا رفتند؟ اینها همه مالکان خصوصی داشتند؟ پدیده کجاست؟ وقتی این تیم ها را نگاه می کنی، پای درد دلشان می شینی، می بینی برای یک زمین هم اسما حمایت می شوند اما رسما حمایتی صورت نمی گیرد. فکر می کنم نگاه خوبی به بخش خصوصی نیست و باعث می شود یکی بعد از دیگری تیم های ما از چرخه کار خارج می شوند. این حرف شاید به مذاق آقایان خوش نیاید، متاسفانه متاسفانه برخی راهش را یاد گرفته اند و از تیمداری کاسبی انجام می دهند. با نهایت احترام می گویم، نمی دانم چرا برخوردی نمی شود؟

بسیاری آقایانی که در فوتبال پایه کار می کنند، در حال استثمار خانواده ها هستند. خود من یک پدر هستم، برای موفقیت پدرم حاضرم هر هزینه ای انجام دهم. متاسفانه عده ای کاسب و دلال به این فوتبال رخنه کرده اند و پول های وحشتناکی از خانواده ها می گیرند برای موفقیت فرزندانشان اما متاسفانه این سرابی بیش نیست و زندگی بسیاری از خانواده ها در حال از هم پاشیدن است. دلیلش هم همین سواستفاده ای که از خانواده ها می شود و رفتار تلخی که با جوان و نوجوان ما صورت می گیرد. امیدوارم مسئولین امر این قضیه را پیگیری کنند تا شاهد دور بودن فوتبالیست های واقعی از فوتبال نباشیم. یکسری دلال با یک بنیه مالی می آیند، به اسم تیمداری ولی در کنارش منافع اقتصادی خود را می بینند و از فوتبال سود می برند.

به قدری واضح شده دیگر در رده های پایین همه خیلی راحت می گویند فلانی بازیکن پولی است. شما از این لفظ بازیکن پولی استفاده نکردید ولی دیگر همه مردم با این پدیده آشنا هستند.

مردم خیلی راحت می دانند اگر می خواهند فرزندشان فوتبالیست شود باید پول بدهند. این جا افتاده است در فوتبال پایه.

هیچ جای دنیا هم نمی بینیم یک مالک بیاید بگوید مربی من پنج تا 10 تا بازیکن پولی دارم، تو باید اینها را بازی بدهی. خیلی عجیب و غریب است دیگر.

واقعا باید تاسف خورد.

شما در مجموعه بادران با شهره موسوی و فریدون قربانیان همکاری داشتید، با توجه به مشکلاتی که برای این زوج پیش آمده است، می خواهم سوالی را بپرسم که هم سوال من است و هم مردم در این خصوص کنجکاو هستند که بدانند داستان ورود این دو شخص به فوتبال چه بود؟

من 4 سال در خدمت این عزیزان بودم. الان در فوتبال نیستند و صحبت کردن در موردشان درست نیست. من کاری به دیگر مسائل شان ندارم. اگر اتفاقی برای این زوج رخ داد، در فوتبال نبود. 4 سال مدیریت بادران به عهده من بود. هر 4 سال بادران به خاطر تفاضل گل یا یک امتیاز صعود نکرد به لیگ برتر. تیم شخصیت خودش را داشت. متاسفانه پای واسطه ها وسط آمد. در سالی که هدف ما جوان گرایی بود و نیازی به تغییر نداشتیم، برخی گفتند این تیم را قهرمان می کنند. دوستان هم ندانسته تصمیمی گرفتند که باعث شد بادران روی خوش فوتبال را نبیند. البته طبیعی است، بخش خصوصی دوست دارد تیمش به لیگ برتر صعود کند اما به هر قیمتی نمی شود. روز اول به خانم موسوی گفتم، فوتبال پلی استیشن نیست! شما بشینی بازیکنت را انتخاب کنی و تمام. چون ربات نیست، بازیکن است، مشکلات خاص خودش را دارد. شما اگر نتوانی مثل یک گل یا گیاه به بازیکن برسی، پژمرده و افسرده می شود. متاسفانه مشاوران غلطی در کنار دوستان بودند. یادم نمی رود، تیم ما با مسجد سلیمان در اوج بود و با محمد ربیعی تیم در آستانه صعود قرار داشت، در جاهایی که باید حق و حقوق بازیکن پرداخت می شد، مشاورین غلطی که کنار باشگاه بودند باعث می شدند پول به بازیکن پرداخت نشود بلکه بازیکن را تشنه نگه داریم! همان مسالئل باعث شد تیم قهرمان نشود و بعد از آن رنگ اقتدار را به خود نبیند. باز هم می گویم، خانم موسوی، آقای قربانیان از جیب شان برای فوتبال هزینه کردند. اشکالات کاری آنها را کنار بگذاریم. هرکس تخلف کرده، کشور اسلامی است، قانون دارد، مجازاتش می کند. اما در فوتبال، بنده به عنوان یک مدیرعامل بخش خصوصی، دست کسی که از جیبش برای فوتبال هزینه می کند را می بوسم. سخت است از جیب خرج کردن برای ورزشی که هیچ سودی ندارد! الان بادران کجاست؟ تمام شد! 5 سال هزینه کرد، سالی 15 یا 20 میلیارد هزینه کرد، الان هم دیگر نیست. شاید این پول را در یک صندوقچه ای در یک بانکی می گذاشتند الان ارزش اعتباری اش 50 برابر شده بود اما کسی الان دیگر یاد نمی کند از آنها که روزی در فوتبال بودند یا الان در خانه خاک می خورند یا گوشه زندان هستند.

خیلی کوتاه بپرسم، این صحبت هایی که در مورد خانم موسوی و آقای قربانیان مطرح می شود چه اندازه واقعیت دارد؟

در چه زمینه ای؟ فوتبالی؟

خیر، غیرفوتبالی.

من در مورد فوتبالی آنها می گویم این دوستان زحمت کشیده اند ولی نمی توانم در مورد خارج از فوتبال شان نظر بدهم چون در بیزنس من نیست. من مدیر فوتبال بادران بودم. به هیچ عنوان هیچ موقعی در جلسات غیر فوتبالی شرکت نکردم چون سوادش را ندارم. من یاد گرفتم در مورد فوتبال صحبت کنم چون ادعا دارم در این زمینه. تخصص من بوده است. شاید الان جای همکار شما آنجا بنشینم بدترین تصویر را ارائه بدهم چون کارم نیست. متاسفانه در کشور ما یکی وکالت می گیرد بعد کار فوتبالی انجام می دهد، کار زیبایی انجام می دهد، کار ساخت و ساز انجام می دهد، همه همه کاره هستند و در هرکاری دخالت می کنند. این برای خودش یک ضعف است چرا که آدم ها سر جای خودشان قرار نمی گیرند.

مجمع هشتم شهریور فدراسیون را چطور می بینید؟

حدود دو ماه باقی مانده، دوستان از الان به فکر لابی کردن هستند. تغییرات در مجمع خواهیم داشت ولی هم اعتقادم این است و هم این صحبت را در مجمع مطرح کردم، به صلاح نبود در این برهه از زمان که تیم ما می خواهد به جام جهانی برود، آن اتفاقات رخ دهد. هرکس تخلف کرده باید با او برخورد شود، چه آقای عزیزی خادم باشد و چه هرکس دیگری. ما نزدیک یک ماه جلسات مجمعی را برگزار کردیم، مجمعی که سر و تهش مشخص نبود. مجمعی که بیلان مالی نداشت اما به دنبال این بودیم تنها یک نفر را از مجمع و هیات رییسه خارج کنیم. شما نگاه کنید ببینید برای تیم ملی ای که می خواهد در جام جهانی شرکت کند اینطور وضعیتش نامشخص است. امکاناتش مشخص نیست، اردوهایش مشخص نیست، واقعا توهین آمیز نیست بازی های تیم ملی یکی پس از دیگری لغو می شود؟ این به خاطر آشفتگی است. ما افرادی را انتخاب می کنیم و آن افراد به جای اینکه به فکر فوتبال باشند به فکر ماندگاری در میز ریاست هستند. در هرحال 4 آدم متخصص را به فوتبال بیاوری و فکر کند اینطور نمی شود. ما دادکان و صفایی فراهانی را در فدراسیون فوتبال داشتیم، اقتدار داشتیم در فوتبال. الان نگاه کنید، هیچکس حاضر نیست با تیم ملی ما بازی کند، الجزایر با تیم دومش می آید، چرا؟

ما ایران هستیم. یادمان باشد. تیم های مقابل باید افتخار کنند با ما بازی کنند چرا که بازیکنان بسیار خوبی در تیمهای اروپایی داریم. کاری کردیم که هیچکس حاضر نیست با تیم ما بازی کند.

امیدواریم بعد از مدتها مجمع یک تصمیم درست بگیرد، یک فکری به حال این فوتبال کند. واقعا گناه دارد فوتبال کشور ما. وضعیت جالب نیست اصلا.

فدراسیون الان لنگ حقوق پرسنلش است. چه کار کند؟ ما که می دانیم حساب های تیم ملی ما مسدود است. فیفا مسدودش کرده است. از همین تریبون می گویم که رییس جمهور هم باید پای کار بیاید. باید پول خرج شود. ما چه کار باید کنیم که مردم را خوشحال کنیم؟ ما باید چه کار کنیم که مردم را میخکوب تلویزیون کنیم، به ورزشگاه بیاوریم، این ها سرمایه های ما هستند. بهترین لذت حضور در مسابقات جام جهانی است. متاسفانه هیچگونه رغبتی برای بازیکنان تیم ملی ما وجود ندارد. بازیکنان سرخورده شده اند. برای بهترین بازیکن تیم ملی ما نتوانستند بلیت فرست کلاس بگیرند که با اقتدار از آن کشور اروپایی به ایران بیاید. یادمان نرفته قضیه طارمی را وقتی بازی مهمی داشتیم. با چند پرواز او را به ایران برگرداندند. اینها واقعا دردآور است.

به نساجی برگردیم. بعد از جدایی ساکت الهامی یک شایعه ای در فضای مجازی پخش شد.

ول کن ساکت الهامی نیستی!

واقعا این مساله مهم است. چون شایعه ای که پخش شد نه در شان ساکت الهامی بود نه در شان آن بازیکن و نه در شان باشگاه نساجی بود. اصلا در شان هیچ باشگاهی در ایران نبود اما آن شایعه پخش شد. شاید بد نباشد یک بار برای همیشه حقیقت را بگویید. چه اتفاقی در رختکن رخ داد؟

ساکت الهامی در شبکه خبر لطف داشت و آمد عذرخواهی کرد از باشگاه. بی انصافی بود و بی معرفتی بود از سوی کسانی که آن شایعه را برای ساکت الهامی درست کردند. ساکت الهامی با باشگاه ما الان همکاری نمی کند ولی من نمی توانم بگویم ساکت الهامی معتقد نبود، نمی توانم بگویم ساکت الهامی سر وقت نمازش را نمی خواند، نمی توانم بگویم ساکت الهامی روزه دار نبود و تمرین می داد. الان با ساکت الهامی کار نمی کنیم ولی باید بگویم ساکت الهامی یکی از مربیان موفق فوتبال کشورمان است اما اگر نتواند اخلاق و رفتارش را کنترل کند، البته اینکه می گویم اخلاق فکر نکنید بی اخلاقی بوده، به هیچ عنوان اینطور نبوده است. من دو سال با ساکت زندگی کردم اما این درست نیست انسان یکباره تصمیمی بگیرد که دیگران از این تصمیمش آزرده خاطر شوند.

خیر، در رختکن چنین اتفاقی نیافتاد، لحن حرف ها بی حرمتی به اعضای هیات مدیره باشگاه بود که نباید چنین اتفاقی میافتاد. باشگاه نساجی باشگاهی اخلاق مدار است. همین جا اعلام می کنیم تمام تلاش مان این است که در سال جدید تمام حرمت ها حفظ شود. برای ساکت الهامی آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم بتواند رفتارش را کنترل کند. به هرحال یک بار در تراکتور و یک بار در نساجی این اتفاق برایش رخ داد. قطعا فوتبال ما نخواهد پذیرفت چنین اتفاقی را از ساکت الهامی.

بعد از آن اتفاق باشگاه یک بیانیه داد و گفت این اتفاقی بی سابقه در تاریخ باشگاه بود. همین مساله باعث شد یکسری کانال های ترول آمدند و سواستفاده کردند. پس چیزی که شما می گویید یک بحثی بوده…

خیر بحثی هم نبود. بحث بین دو نفر است. ایشان فکر می کرد ما در قضیه بازی با آلومینیوم اراک واکنشی نشان ندادیم، شکایتی نکردیم، لایحه ای ننوشتیم اما وقتی خبرها بیرون آمد، رای کمیته انضباطی آمد و محرومیت آلومینیوم اراک اعلام شد و وضعیت خود ساکت مشخص شد ایشان فهمید که باشگاه پشتش بوده است. 

یک مساله ای را بگویم. شاید شما 100 بار از یک چراغ قرمز عبور کنی و هیچ اتفاقی برایت رخ ندهد اما یک بار خدایی ناکرده بدترین تصادف رخ می دهد و شما هم مقصر هستی. ساکت الهامی به سیستم مجموعه باشگاه پرخاشگری کرد و این اتفاق برازنده نساجی نبود. ما قطع همکاری کردیم ولی منکر زحمات او نیستیم و برای او آرزوی موفقیت دارم.

سوتفاهم هم فکر می کنم برطرف شد.

بله وقتی متوجه شدند باشگاه هرکاری که باید برای صیانت از سرمربی اش انجام می داده، انجام داده در برنامه شبکه خبر عذرخواهی کردند. ما واقعا دنبال عذرخواهی نبودیم ولی می خواستیم ساکت الهامی بداند تمام هم و غم ما این بوده که ایشان موفق بشود. یادمان نرود یک تیم موفق نمی شود مگر با یک کار گروهی، از راسش گرفته، مالک باشگاه، اعضای هیات مدیره، بنده حقیر اصلا نقشی در قهرمانی نداشتم ولی سرمربی، مربی، بازیکن، آنالیزور، رسانه، تدارکات، پشتیبانی، هوادار همه نقش داشتند. ببینید اگر زمین و تشکیلات ضعیفی برای ساکت الهامی در نظر می گرفتیم قطعا نمی توانست نتیجه بگیرد. قهرمانی مثل یک ارکستر سمفونیک است. اگر دو نفر از اعضای ارکستر ساز مخالف بزنند قطعا نتیجه ای حاصل نمی شود. همدلی باعث شد نساجی قهرمان شود.

هنوز در ارتباط هستید با ساکت الهامی؟

ایشان تماسی می گیرد، پاسخی می شنود، اگر منظورتان تماسی است که هر روز با هم حال و احوال کنیم خیر ولی برایش آرزوی موفقیت دارم.

در کل خوب شد که اینطور تمام شد. همانطور که گفتید همه در موفقیت نساجی نقش داشتند، این سوتفاهم بین طرفین رفع شد و هیچ دل چرکینی نماند.

نه ما اصلا دل چرکین نیستیم.

یک اتفاق بد در نقل و انتقالات در حال رخ دادن است و آن هم تماس چند دلال با بازیکنان است اگر خودمانی بگویم این تماس به قصد هوایی کردن بازیکن است، آن هم بازیکنی که قرارداد دارد. شاهدش بودید، برای شما چنین اتفاقی رخ داده؟

مگر می شود شاهدش نباشیم؟ فیفا راحت تعریف می کند ایجنتی یک شغل است. ما الان ایجنت های رسمی داریم که مالیات بر درآمد خود را هم پرداخت می کنند. متاسفانه الان بسیاری که تخصصی در این کار ندارند هم حضور پیدا کردند. انشاالله آقای دادکان هرجا که هست خدا حفظش کند، می گفت آقا نرخ این نیست. این بازیکنی که سال پیش به عنوان مثال، فرض می گویم با باشگاه من دو میلیارد تومان قرارداد داشته، از من طلب 10 میلیارد می کند. بر چه اساسی می گوید 10 میلیارد تومان. بازیکنی که با باشگاه قرارداد دارد متعهد دارد، یعنی مثل خانواده است. مگر می شود یک زوج متاهل در زمان تاهل شان با کس دیگری باشند؟ این هم همان اتفاق است دیگر. ما باید متعهد باشیم. بازیکن با من قرارداد دارد، در گوشش می خوانی بازیکنی که با نساجی 3 میلیارد قرارداد داری، بیا پیش من 14 میلیارد تومان بگیر. این همه چیز را به هم می ریزد. در هرحال باید یک قانونی باشد، کار کارشناسی صورت بگیرد. بازیکن پارسال در تمام لیگ سه بازی انجام نداده اما وقتی با او صحبت می کنی یک قیمتی را می گوید که حالت را خراب می کند. با این وضعیت فکر می کنید چیزی سر جایش قرار می گیرد؟ چه اتفاقی رخ می دهد؟ ببخشید خیلی راحت می گویم، عده ای از خبرنگاران هم وارد این کار می شوند. آقا می خواهی فلان بازیکن را برایت بیاوریم؟ یکسری از مدیران فوتبالی هم آلوده می شوند. مدیر فوتبالی می گیرد A ریال، بازیکن 18 یا 19 ساله که هنوز حرفه ای هم نشده میلیاردها طلب می کند. من هم باید مثل او ارضا شوم، پس چه می کنم؟ من هم به فساد کشیده می شوم. مربی جوان هم به فساد کشیده می شود. اگر جلویش را نگیریم، سه سال دیگر فوتبال ایران منفجر می شود. چون روی هیچ حساب کتابی همینطور قیمت ها را بالا می برند. باید به حال فوتبال مان تاسف خورد.

اصلا آسیب اجتماعی می زند. همان خبرنگار را مثال زدید پیش خودش می گوید آقا چرا حقوق من بیست درصد سی درصد بالا رفت ولی او میلیاردی می گیرد؟ یا مثلا یک کارگر، حقوقش را دولت مصوب کرده یک مبلغی بالا برود.

بله کارگر را مصوب کردند 57 درصد.

بعد می بیند بازیکن اینطور پول می گیرد، قهر می کند با فوتبال، می گوید من چرا باید طرفداری این باشم؟

دقیقا همین. یک بلبشویی در فوتبال به راه افتاده است. آقایان خیلی راحت می گویم، شما برید به لیگ یک، لیگ دو، لیگ سه، گند زده اند به این فوتبال. تمامش دلالی و شرطبندی است. یعنی واقعا سیستم های امنیتی نمی دانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ چرا برخورد نمی کنند؟ اصلا بیایند با من ایزد سیف الله پور به عنوان خاطی برخورد کنند. به همه بگویند این آقا گند زده است به فوتبال باید کنار برود. یک زمان آقای سیار گفت این صندوق، داوری ما است. یک سیب گندیده داخلش است، این را بیرون نگذاریم همه سیب ها می گندند. من خودم را مثال می زنم می گویم بیایند و ورود کنند به حساب های بانکی من. چطور یک مربی که به عنوان مثال دستمزد مربیگری اش باید یک یا دو میلیارد باشد، بعد از یک سال پشت ماشین هفت میلیاردی می نشیند؟ آقا این معلوم است با بازیکن ساخت و پاخت می کند.

ببینید از گفتن حرف حق نترسیم. فوتبال ایران اگر برخورد نکند با افرادی که به فوتبال لطمه می زنند، اگر نهادهای نظارتی ورود نکنند، فاتحه اش خوانده است. هر سال هم اغلب خبرگزاری ها می نویسند امسال 10 نفر از چرخه فوتبال کنار گذاشته شدند. چه کسانی را کنار گذاشتید؟ چرا رسانه ای نمی کنید؟ اگر من سیف الله پور متخلف هستم برخورد کنید تا دیگران هم حساب کار دست شان بیاید.

خیلی واضح گفتید و نه تنها افرادی که در فوتبال هستند بلکه مردم هم می دانند چه کسی چه کاری انجام می دهد. وقتی ما می دانیم مشخص است نهادهای نظارتی هم می دانند. تا الان هم اگر نفهمیدند خیلی راحت می توانند شناسایی کنند. نمی دانم نمی شود با این ها مقابله کرد، کسی پشت شان است، آدم های قوی ای هستند. چرا برخورد نمی شود؟

نمی دانم، امیدوارم این اتفاق رخ دهد. شرطبندی انجام می شود، دلالی انجام می شود. من مدیرعامل فساد دارم، باید برخورد شود. داور ناخواسته به این راه کشیده می شود. داور داریم بالاترین مدارج تحصیلی را طی کرده و آمده داور شده ولی می بیند بازیکن مقابلش در یک سال قرارداد 4 میلیاردی می بندد. من نمی گویم بازیکن پول نگیرد، ولی می گویم روی چه حساب بازیکنی که سال قبل قیمتش 300 میلیون تومان بوده است، امسال باید بگیرد 5 میلیارد؟ یعنی 10 ماهه اش، ماهی 30 میلیون بوده، امسال شده ماهی 500 میلیون تومان!

بعد داور برای یک بازی یک و نیم میلیون تومان، بعد خداوکیلی انتظار دارید آن داور تخلف نکند؟ حالش نباید خراب شود؟ می گوید این بازیکن که می خواهم برایش قضاوت کنم با پرواز چاتر رفت و برگشت آمده، من باید سه مسیر عوض کنم. خود ما بازی داشتیم در مشهد، داور را از آنور آبادان گذاشته اند. از آن شهرستان باید بیاید آبادان، از آبادان بیاید اهواز، از اهواز بیاید تهران، از تهران بیاید مشهد و برای من سوت بزند. خسته می شود!

آقا مربی خسته، بازیکن خسته، داور خسته، بی پول هم باشد، راحت به فساد کشیده می شود. بارها اینها را به دوستان کمیته اخلاق و کمیته انضباطی گفته ام اما نمی دانم چرا عزمی برای برخورد نیست. آقا من سیف الله پور را محروم کنید بگویید به دلیل این تخلفات 5 سال حق ورود به فوتبال ندارد. دیگران حساب کار دست شان می آید. ولی وقتی من می بینم با سیف الله پور کاری ندارند، پس من هم این کار را انجام می دهم. چطور سیف الله پور یک ساله صاحب بی ام و X3 می شود، من هم دوست دارم پشت بی ام و بنشینم، پشت پورش بنشینم.

آقای سیف الله پور من دیگر سوالی ندارم.

زیاد صحبت کردم؟

خیر، واقعا عالی بود. مواردی بود که بسیار برای فوتبال ما باید مهم باشد. یک روزی بالاخره باید جلویش گرفته شود وگرنه همان اتفاقی که گفتید رخ می دهد، نابودی فوتبال ایران.

فوتبال ما می تواند به اقتدار خودش برگردد. به هرحال الان روزهای خوبی را برای فوتبال مان شاهد نیستیم. تیم ملی ما سردرگم است. ببین چه اندازه درآور است، معمولا در فصل گرما تیم را می برند جایی که آب و هوای خوب داشته باشد، ما به دلیل نداری می رویم قطر.

خود قطر الان در قطر تمرین نمی کند.

بله خودشان در کشورشان این فصل تمرین نمی کنند. به عنوان مثال، تیم های خوزستانی ما این فصل بدنسازی خود را تهران، سرعین، شمال، شهرکرد یا چالدران انجام می دهند. واقعا زشت بود تیم ما برود قطر. خواهشی که دارم آقایان مسئول بیایید به فوتبال ما رسیدگی کنید. نمی توانیم تغییر بدهیم عیب ندارد، کمک کنیم تن این تیم به تن 4 تیم بخورد. با این وضعیت مردم خودمان را افسرده می کنیم. آن روز را یادتان بیاورید که بحرین را بردیم، امارات را بردیم، سوریه را بردیم، البته که اینها رقیب ما نیستند ولی ما هم اوضاع خوبی نداشتیم، با این بردها حال مردم خوب شد. الان نگاه کنید یک کشتی قهرمان دنیا می شود. دلاور مازندرانی ما قهرمان دنیا می شود. همه منتظر می نشینن حسن یزدانی رقیب آمریکایی را بزند. این بحث پرچم است، عرق به وطن است. شاید اصلا علاقه به کشتی نداشته باشد، علاقه به فوتبال هم نداشته باشد ولی حالش خوب می شود ایران برد. در یک شب والیبال ما به ژاپن باخت، تیم ملی هم به الجزایر. حال من آن شب تا صبح خراب بود. خود شما با برد ایران حالت خوب می شود ولی وقتی می بازیم حال همه مان خراب است.

خیلی صحبت کردم، تشکر می کنم از شما، دوست عزیزمان که زحمت دادیم، پشت دوربین هستند، از آقای هژبری، پیشکسوت مطبوعات ایران، گل مطبوعات هستند. سالهاست به ایشان ارادت قلبی دارم و بارها بهشان زحمت دادم. تشکر می کنم. امیدوارم همیشه موفق باشید.

تشکر می کنم از شما آقای ایزد سیف الله پور، ممنون که دعوت ما را پذیرفتید. بسیار استفاده کردیم از این صحبت ها، برای همه ما در این استودیو جذاب بود و مطمئن هستم برای مخاطبان هم جذاب بوده، ممنون که تا این لحظه همراه ما بودید، تا یک برنامه دیگر همه شما را به خدا می سپارم.

همچنین ببنید:



طرفداری

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.