آنالیز فنی ویژه و مفصل از پرسپولیسِ گل‌محمدی؛ واکاوی مشکلات سرخ‌پوشان


اختصاصی طرفداری | البته موضوع، تنها دوم بودن سرخپوشان و احتمال از دست دادن قهرمانی نیست. زمانی این تیم با برانکو در رده های پایینی جدول حضور داشت، اما هواداران با توجه به فوتبالی که پرسپولیس در آن زمان ارائه می داد؛ به تیم باور داشتند. پرسپولیس در حال حاضر، خوب بازی نمی کند و این نگرانی و دل مشغولی بزرگ تری نسبت به جایگاه جدول در فصل فعلی می باشد.

از طرفی، انتقادات وارده نیز شامل کلی گویی ها و حرف‌هایی است که نمی تواند  مشکلات را به درستی بازگو کند. بنابراین شاید بد نباشد که نگاهی به دیدارهای اخیر پرسپولیس بیندازیم و به صورت مصداقی، مشکلات فنی تیم را بیان کنیم. پیشاپیش از خوانندگان این مطلب پوزش می طلبیم، زیرا به علت فیلم برداری های ضعیف، تصاویر انتخاب شده از بازی ها کیفیت چندان بالایی ندارند.

 

 مشکل در ساختِ بازی

تیم گل محمدی در فاز اول بیلدآپ (پنجاه متر ابتدایی زمین) کیفیت سابق را ندارد. خروج بیرانوند که بازی با پای عالی داشت و بسیار مسلط بود، و همچنین خروج شجاع و کنعانی که هر دو مدافعینی بازیساز، با قدرت حمل توپ و ارسال پاس صحیح زیر پرس بودند؛ باعث شده تا پرسپولیس به مشکل بخورد.

توانایی حمل توپ توسط دو مدافع میانی، بار خط هافبک را سبک تر می کند و به صورت کلی میانگین دوندگی تیم را پایین می آورد. زیرا توپ تا مرکز زمین بالا آمده و دیگر نیازی نیست که هم تیمی ها برای حمایت و تبدیل شدن به گزینه پاس، دوندگیِ رو به عقب داشته باشند.
بازی با پای ضعیف حامد لک در بسیاری از صحنه ها باعث لو رفتن توپ می شود و تیم برای بازپس گرفتن این توپ باید دوندگی بیشتری خرج کند. نکته دیگری که به چشم می آید؛ بی نظمی، عدم ارتباط کافی میان خط دفاع و خط هافبک و پراکندگی نامناسب بازیکنان پرسپولیس در مرکز زمین است.
 ترکیب های دارای محور دوگانه که دو هافبک در عقب زمین دارد (4231 و 442) دارای انعطاف خوبی هستند و تنوع در آن ها دیده می شود. معمولا در پیوت ها دو ترند تاکتیکی مورد استفاده قرار می گیرد:

1- حضور یکی از هافبک ها بین دو مدافع میانی و ایجاد عرض 3 نفره برای آغاز بازیسازی و داشتن برتری نفری در عقب زمین
2- در ترکیب 4231 که دارای هافبک هجومی است؛ «باز» شدن دو هافبک جلوی مدافعین و قرارگیری هافبک پست 10 در جلوی آن ها اتفاق می افتد. با اینکار تقریبا یک مثلث در مرکز زمین شکل می گیرد و مدافعین مرکزی چندگزینه برای ارسال پاس طولی خواهند داشت.
حالا این گل از بازی آلومینیوم – پرسپولیس را ببینید.

کمال کامیابی نیا که در پوزیشن دفاع راست تیم قرار دارد(چرا؟) زیر پرس حریف پاسی رفع تکلیفی برای هنانوف می فرستد. دفاع وسط پرسپولیس عملا نمی تواند به سرلک پاس بدهد، زیرا او توسط یکی دیگر از بازیکنان آلومینیوم تعقیب می شود و تنها گزینه پاس او دیگر مدافع وسطِ پرسپولیس است که با او فاصله دارد. اشتباه هنانوف در ارسال پاس منجر به گل می شود.

مشابه همین صحنه را در دیدار پرسپولیس مقابل صنعت نفت آبان داریم.

باز هم کمال کامیابی نیا. هیچ هافبکی در دایره مرکزی زمین حضور ندارد و دو مدافع مرکزی در نیمه خودی قرار گرفته اند. کامیابی نیا یک پاس با زاویه نامناسب ارسال می کند.
 

 

حریف در تعقیب توپ است و هنانوف کمی دیر استارت می زند
 

 

بازیکن نفت توپ را می گیرد و ضدحمله ایجاد می شود.

پرسپولیس زمانی بازی خود را از عقب زمین به راحتی دیکته می کرد اما اکنون این توانایی را به مانند سابق ندارد. البته این عدم هماهنگی و ناتوانی، می تواند به دلیل تغییرات پی در پی در خط دفاع و هافبک باشد. 

 

پلن هجومی یحیی: ناکافی و شناخته شده

پرسپولیس با ترکیب 442 بازی می کند و عمده برنامه هجومی پرسپولیس از کناره هاست. در بازی های تیم گل محمدی که کناره ها نقش پررنگی در ضربه زدن به حریف دارند؛ دو برنامه اصلی   متناوبا مشاهده می شود. در ادامه این دو مورد را توضیح خواهیم داد اما نیاز است که در ابتدا با تقسیم بندی زمین فوتبال به صورت کلی آشنا شویم.

زمین فوتبال به 5 کانال طولی تقسیم می شود.
کانال های کناری (فلنک) – کانال های نیم‌فضا (هف اسپیس) و همچنین کانال مرکزی. نیم‌فضا برای خلق موقعیت بسیار کاربردی می باشد.

 

حالت اول

بالا آمدن مدافع کناری، حضور وینگر و همچنین سوییچ کردن مهاجم دوم تیم (معمولا ترابی یا عالیشاه) به کناره زمین برای ایجاد اورلود و تشکیل برتری نفری (به عنوان مثال داشتن برتری 4 نفره به 3 نفره)

داشتن برتری از نوع عددی (3 به 2)

 

گاهی اوقات نیز این برتری از جنس عددی نیست، بلکه از جنس کیفی می باشد. مثلا موقعیت مناسب برای شوتزنی، ارسال پاس یا سانتر و …

سانتر رامین رضاییان از زاویه ای مناسب و نزدیک به دروازه

 

حالت دوم:  آزادسازی بازیکن در نیم‌فضا با استفاده از چرخش های متوالی در کناره زمین و استفاده از برتری نفری

ترابی با یک دو کردن مدافع حریف را دور می زند و به فضای مشخص شده وارد می شود.
موقعیتی جدی توسط ترابی خلق می شود.

 

اما چرا این روش ها دیگر به مانند سابق جواب نمی دهد؟

1- بازیکنان

اولین رکنِ مهم اجرای تاکتیک، بازیکنان هستند. کیفیتِ فردی بازیکن ها، هماهنگی و تطابق آن ها با وظایف درخواست شده، آمادگی از نظر فیزیکی و ذهنی، داشتن فرمِ ایده آل برای بازی و … همه به صورت مستقیم در عملکرد یک بازیکن و تیمش تاثیر می گذارند. با نگاهی گذرا به تیم گل محمدی متوجه خواهیم شد که پرسپولیس؛ آمادگی و کیفیت قبل را ندارد.

سیامک نعمتی، وحید امیری، امید عالیشاه و سعید آقایی در افت به سر می برند. همچنین پرسپولیس بشار رسن را از دست داد. مهره ای کلیدی که هم می توانست در کانال کناری موثر بازی کند و هم به صورت هیبریدی به مرکز زمین اضافه شده و کنترل بیشتری در آن ناحیه به وجود بیاورد.

مهدی ترابی تنها عنصر خط حمله گل محمدی است که می تواند معادلات حریف را در عقب زمین برهم بزند، تفاوت ایجاد کند و بازیساز تیمش لقب بگیرد. بقیه بازیکنانِ حاضر در دو سمت، نه به صورت فردی و نه به عنوان عضوی از تیم، عملکرد درخشانی ندارند. این یکی از عوامل تضعیف پرسپولیس در کانال های کناری می باشد.

در مورد سمت راست پرسپولیس و رامین رضاییان نیز به صورت جدا می توان صحبت کرد. تیم پرسپولیس، وینگر راستِ تخصصی ندارد و نمی تواند از سمت راست، همانند سمت چپ موقعیت خلق کند و به حریف فشار بیاورد. وحید امیری نیز در سمت چپ راحت تر و بهتر بازی می کند؛ اما پست بازی او با ترابی در تداخل است. 

برخی می گویند رامین رضاییان 31 ساله باید در پست وینگر راست قرار بگیرد، اما باید پرسید آیا او سرعت، تکنیک و توانایی دور زدن دفاع حریف را برای بازی در یک خط جلوتر، جایی که فضای دوندگی و استارتش محدودتر است، دارد؟

از نظر تاکتیکی، حضور وینگرهایی مانند علیرضا کوشکی یا سعید صادقی که از سرعت و تحرک خوبی برخوردار هستند؛ یا وینگری مشابه محمدرضا حسینی که در کانال کناری راست فعال است، همخوانی بیشتری با این ترکیب و سبک بازی دارد. یا حضور یک وینگر راستِ چپ پا که در لیگ ما به ندرت پیدا می شود!

2- تنوع پایین حملات: حملاتی که بر اساس کانال کناری سازماندهی شود، خواه یا ناخواه به تکرار خواهد افتاد. پرسپولیس توپ را به کناره ها می برد، از عمق و عرض زمین استفاده بهینه ای ندارد و در نهایت نیز توپ را بدون خلق موقعیت، لو می دهد. در کانال کناری جز استفاده از توپ های بلند و سانتر از کناره به مرکز، آپشن خاص دیگری وجود ندارد؛ تازه با این فرض که بازیکنِ ارسال کننده توپ، در ارسال سانتر مهارت داشته باشد و بازیکن درون محوطه نیز جاگیری و سرزنی بلد باشد تا موقعیت ایجاد شود. حالت بعدی، تصرف نیم‌فضا و خلق موقعیت در این کانال ارزشمند است که قطعا روش موثری خواهد بود اما به این راحتی در دسترس نمی باشد و همچنین کافی نیست.

کمبود خلاقیت در خط هافبک و نبود یک بازیکن طراح در مرکز زمین، بر تکراری شدن حملات و پایین آمدن کارایی آن ها اضافه می کند. (هافبک بازیساز در ادامه متن مورد بررسی قرار می گیرد)

3- آنالیز رقبارقبای پرسپولیس سبک بازی این تیم را آنالیز کرده و از نقاط ضعف و قوت سرخ‌پوشان آگاهند. این موضوع در بازی های اخیر بیشتر به چشم می آید، مخصوصا جلوی تیم هایی که با بلاک 5 نفره در خط دفاع و 3 مدافع مرکزی بازی می کنند. آن ها در هنگام دفاع، عرض مناسبی دارند و در کناره های زمین نیز، مانع ایجاد برتری های نفری می شوند.

به ناحیه مشخص شده نگاه کنید. موقعیت بازیکنان آلومینیوم، 6 در برابر 5 است. آن ها می دانند که جناح چپ پرسپولیس در حمله فعالتر است و مهدی ترابی بازیکن خطرناکی به شمار می رود، بنابراین فضای حرکت و شوتزنی او را محدود می کنند. ترابی نیز ناچارا توپ را در منطقه ای دور از دروازه و در حالتی بی خطر، لمس می کند.

برتری نفری با تیم در حال دفاع (استقلال) است. به تراکم بازیکن های استقلال و خالی بودنِ دو بازیکن پرسپولیس در پشت محوطه توجه کنید.

 

رفع ابهام؛ Enganche چیست؟

کمک مربی پرسپولیس در برنامه ای تلویزیونی اعلام کرد که ما به روش انگانچه بازی می کنیم. با این توضیح که بازیساز را در کانال کناری قرار دهیم تا در ناحیه ای که تراکم بازیکن ها کمتر است، اقدام به بازیسازی کنند.

لفظ های متفاوتی برای بازیکن بازیساز وجود دارد. در ایتالیا به آن ها ترکوارتیستا می گویند و در آمریکای جنوبی لقب انگانچه به آن ها داده شده است.

 انگانچه یا قلاب، به هافبک بازیساز مرکز زمین گفته می شود؛ نه بازیکنی عریض و در کنار خط طولی. انگانچه بازیکنی است که مانند یک رابط، خط هافبک را به حمله مرتبط می کند. خلاق و فانتزی‌باز است، دید خوبی دارد و معمولا بازیکنی ایستا و با تحرک پایین به شمار می رود. پابلو آیمار، آریل اورتگا، آندرس دی آلساندرو و خوان رومن ریکلمه، نمونه ای اصیل از این جنس بازیکنان بودند و دیمتری پایه در مارسیِ بیلسا، یک قلابِ تجهیز شده مدرن بود.

با توجه به تعریفی که از انگانچه داریم، پرسپولیس چنین بازیکنی ندارد و بازی اش را به گونه دیگری دنبال می کند.

 

هافبک بازی‌ساز، آری یا خیر؟

یادمان نرود که احمد نوراللهی از پرسپولیس جدا شد، بازیکنی متوازن در دفاع و حمله که در فصل آخرش 10 گل برای این تیم به ثمر رسانده بود. پرسپولیس با دو هافبک تماما دفاعی، وضعیت بغرنج تری در میانه زمین پیدا کرده و خلاقیت و بازیسازی خاصی از مرکز زمینش مشاهده نمی شود. حضور یک هافبک بازیساز (پلی میکر)، می تواند توازنِ از دست رفته را به خط هافبک برگرداند.

حضور بازیساز در پرسپولیس چند مزیت مثبت دارد:

  • خلق موقعیت از مرکز زمین و با تنوع بیشتر
  • کم کردن تراکم خطوط دفاعی؛ اگر تیم ها همانند سابق بخواهند کناره ها را ببندند هافبک هجومی پرسپولیس فضای بسیار زیادی برای درخشش و مانور در میانه زمین پیدا می کند، پس ناچارا مجبورند تراکم دفاعی را در کناره ها کاهش دهند و باز شوند. همین عامل، حتی در صورتی که هافبک پلی میکر پاس های پشت دفاع و خط شکن ندهد، باعث باز شدن دفاع حریف می شود.
  • بهبود عملکرد دیگر بازیکنان از جمله ترابی؛ ترابی بازیکنی مناسب کارهای ترکیبی و یک-دو کردن است اما در پرسپولیس فعلی بازیکنی برای این کار وجود ندارد. حضور یک هافبک پست 10 که بتواند ترابی را راه بیندازد و با او همکاری کند، بُرندگی خط حمله پرسپولیس را افزایش می دهد.

هافبک های بازیساز همچنان بازیکنانی تعیین کننده در سطح فوتبال آسیا به شمار می روند. پاتوسی، عمر عبدالرحمان، نام تائه هی، سروش رفیعی و اور بانگا نمونه هایی از بازیسازان تیم های آسیایی در مسابقات این فصل AFC هستند.

متئوس پریرا، بازیساز آخرین قهرمان آسیا یعنی الهلال بود. زمانی که ژاردیم دید زوج مارگا و گومیس در کنار یکدیگر جواب نمی دهد، مارگا را به سمت راست انتقال داد و از پریرا به عنوان پشت مهاجم در ترکیب 4231 بازی گرفت. آن ها در نهایت قهرمان شدند.

 

ضعف دفاعی

ضعف دفاعی پرسپولیس را در دو قسمت بررسی می کنیم.

توپ های بلند و ضربات ایستگاهی:  ورودی ها و خروجی های تیم در این مشکل، نقش اصلی را برعهده دارند. حامد لک به مانند بیرانوند در دفع توپ های هوایی و بیرون آمدن از دروازه، توانا نیست؛ بنابراین بعضی از توپ هایی که در فصل فعلی تبدیل به موقعیت برای حریف می شوند، در گذشته مشکلی به حساب نمی آمدند؛ زیرا بیرانوند با خروج های خود توپ ها را مشت می کرد یا به نحوی جلوی ایجاد خطر را می گرفت. 

از طرف دیگر، با نیمکت نشین شدن سیدجلال و جدایی شجاع و کنعانی، پرسپولیس مهره های موثرش در نبردهای هوایی را از دست داده و ضعیف تر شده است. این دو عامل در کنار یکدیگر، باعث آسیب پذیر شدن پرسپولیس در توپ های هوایی هستند.

نداشتن ساختار مناسب:

بعد از گذشت یک فصل، همچنان زوج دفاعی پرسپولیس و هافبک های جلوی آن ها مشخص نیستند. پرسپولیس قبلا با فشردگی طولی بیشتری بازی می کرد، مدافعین مرکزی دوئل های بیشتری می بردند و تیم در توپگیری موفق تر بود، اما اکنون فضای بیشتری به حریفان می دهد و نمی تواند مانند قبل بازی کند.

ساختار هجومی این تیم نیز بی پروا و فاقد پراکندگی مناسب است. به تصاویر پیش رو دقت کنید

هفت بازیکن در قاب تصویر حضور دارند، به علاوه بازیکنی در سمت چپ که توپ را روی دروازه ارسال کرده است و در تصویر حضور ندارد. به نظر شما در عکس فعلی، نظم خاصی در بازیکنان پرسپولیس دیده می شود؟ نیازی نیست که برای گلزنی، باکس حریف را از بازیکن پر کرد؛ گاهی اوقات با تعداد نفرات کمتر نیز می توان به گل رسید اگر بازیکنان جایگیری و حرکات مناسبی داشته باشند.

این موقعیت ها گاهی اوقات به توپ های مرده ختم می شود که ضرری برای پرسپولیس ندارد، اما در صورتِ بازگشت توپ؛ کار مدافعین وسط و هافبک عقب زمین برای پوشش فضا بسیار سخت است. ادامه همین موقعیت را دنبال کنیم.

توپ در اختیار بازیکنان نفت/ موقعیت ضدحمله
بازیکنان پرسپولیس نمی توانند به موقع برگردند/ ارسال پاس توسط بازیکن نفت آبادان
سیدجلال با تکل خود، ضربه حریف را بلاک می کند.

چند ثانیه قبل از گل دوم آلومینیوم به پرسپولیس را بررسی کنیم.

فولبک های هر دو سمت بالا رفته و جای آن ها در دفاع خالی است. هنانوف نیز از جای خود خارج شده و دوئل ناموفقی با بازیکن حریف داشته. 
به رامین رضاییان و فضای مورد استفاده آلومینیوم نگاه کنید.
زوج هنانوف موفق به سرزنی می شود اما توپ دقیقا جلوی بازیکن آلومینیوم می افتد و کسی نیست که جلوی محوطه را جمع کند…

 

 

بعضی مربیان با کم کردن نفراتِ جلوی زمین، پوشش بیشتری در هنگام حملات ایجاد می کنند. مثلا از هافبک ها برای پرکردن فضای پشت مدافعین کناری بهره می گیرند. در پرسپولیس، از کمال کامیابی نیا معمولا برای اضافه شدن به باکس و سرزنی و از سرلک نیز برای انجام حرکات ترکیبی در کناره ها استفاده می شود و حفاظی برای فولبک ها وجود ندارد. در صورتی که یک هافبک نیز عقب بماند، یک عرضِ 3 نفره که فاصله بسیاری با بلوک جلویی تیم دارد؛ برای پوشش فضا کافی نیست. 

پرسپولیس در ضدحملات از هر دو سمت آسیب پذیر است اما سمت راست آن ها شکنندگی بیشتری نشان می دهند؛ جایی که رامین رضاییان دائما نفوذ می کند و فضای پشت سرش خالیست. ظاهرا بازی کردن در پست های جلوتر، باعث شده تا او ذهنیت مناسبی برای پست فولبک راست نداشته باشد. در حملات حریف، او به موقع برنمی‌گردد و این موضوع فشار زیادی به مدافعِ میانی سمت راست وارد می کند.

به عنوان مثال این صحنه را در نظر بگیرید. پرسپولیس در حال ضدحمله زدن است ولی توپ را از دست می دهد. رضاییان جلوتر از وینگر راست تیم، در حمله قرار دارد. یک پاسِ بلند از مدافع آبی، فضای سمت راست پرسپولیس را نشانه می گیرد.

در بازی استقلال – پرسپولیس، این حرکت چندین بار تکرار شد. استقلال از شکاف بین رضاییان و دفاع وسط پرسپولیس استفاده می کرد، و توپ را دقیقا در فضایی بین این دو و پشت رضاییان می فرستاد؛ که اگر حسین زاده و دیگر بازیکنان استقلال نتوانستند به خوبی از فرصت ها استفاده کنند.

استفاده از فضای پشت آقایی و جا ماندن دفاع پرسپولیس

 

سخن پایانی

پرسپولیس فصل جاری را در بهترین حالت ممکن شروع نکرد. در مقابل الهلال از گردونه مسابقات کنار رفت و نتوانست پیش فصل مناسبی داشته باشد. اما فرق یک تیم متوسط و یک تیم برنده در همین لحظات مشخص می شود.  گل محمدی و شاگردانش فرصت کافی برای برگرداندن ورق و بهبود اوضاع را داشتند؛ اما پرسپولیس نتوانست عملکردش را در گذر زمان بهتر کند. پرسپولیس از نظر میانگین امتیاز گیری وضعیت بدی ندارد اما چند تا از نمایش های آن ها در این فصل، نمره قبولی می گیرد؟ 

یادداشت بالا، برخی از ایرادات مهم تیم گل محمدی بودند و می توان نداشتن یک مدافع شش دانگ، بازیساز بین خطوط، نبود یک نوک فیزیکی و بلندزن، مصدومیت ها، افت بازیکنان و سرعت پایین انتقال توپ و موارد دیگری را نیز در آن گنجاند. کاهش کیفیتِ بازیکنان و خروجی ها در افت پرسپولیس نقش داشته اند، اما در حال حاضر اولین متهم برای عملکرد ضعیف پرسپولیس، کادر مربیگری آن ها هستند.



طرفداری

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.